Watch videos with subtitles in your language, upload your videos, create your own subtitles! Click here to learn more on "how to Dotsub"

It's Personall Part 2

0 (0 Likes / 0 Dislikes)
امروز در حالی که با هم به کتاب مقدس نگاه می کنیم، من می خواهم شما را به عقب جایی که اولین بارخدا تصمیم گرفت وارد عمل شود که در نهایت منجر به وجود آمدن مسیحیت شد ببرم داستان با ظهور عیسی شروع نمی شود این داستان 2000 سال قبل از آن شروع می شود، او به شخصی ترین راه وارد شد- به عنوان تصویر این که چه اندازه تمام این مساله شخصی است، زیرا که او همه پاسخ ها را به سوالات افراد، قوانین، دستورالعمل ها یا توضیحات نفرستاد. زیرا که او همه پاسخ ها را به سوالات افراد، قوانین، دستورالعمل ها یا توضیحات نفرستاد خدا خود را با شرایط خودش به یک شخص نشان داد که به شخصی ترین صورت ممکن بود و در نشان دادن خود به این شخص، متضاد با آنچه که هر شخص دیگری در جهان فکر می کرد عمل کرد چون خدا خود را به این فرد در زمانی نشان داد که مردم خیلی شبیه ما بودند آنها به خدا به عنوان یک نوع دستگاه سکه ای کیهانی می نگریستند که شما فقط می بایستی فکر کنید که چه مقدار پول در آن قرار دهید یا چه کدی وارد کنید تا هر آن چه از خدا می خواهید بیرون آید در نتیجه در تمام جهان مردم حیوانات، حتی فرزندانشان، خودشان را قربانی می کردند، التماس می کردند، اشیا را می سوراندند و هر کاری می کردند تا خدا یا خدایان را قانع کنند تا آنچه که آنان از خدا یا خدایان می خواهند انجام دهند تا خدا یا خدایان را قانع کنند تا آنچه که آنان از خدا یا خدایان می خواهند انجام دهند برای مثال، آنها می گفتند "ما نیاز داریم که خدا به محصولات ما برکت دهد؛ حال ما چه می توانیم بکنیم؟" در آن هنگام برخی ممکن بود که بگویند "اگرشما این سه کار را انجام دهید خدا به محصولات شما برکت خواهد بخشید" و مردم هم آن کار ها را می کردند يا دستورلعمل هايى برى بارور كردن زمين ها وجود داشت یا بعضی از خدا طلب پسران بیشتری داشتند و شخصی می آمد ومی گفت "به این صورت شما خدا را وادار کنید که به شما پسران بیشتری دهد." جهان مملو از خرافات، انواع مذاهب و ایده های احمقانه بود خانواده ها خدایان شخصی خود را داشتند پس می توان دید که سردرگمی زیادی درباره خدا بود نگرش و رویکرد افراد به خدا در آن زمان کمی مشابه زمان حال است. اگر ما همگی صادق باشیم، همه ما با خدا در زمانی مذاکره کرده ایم چون که چیزی درون ما هست که می گوید، " خدایا، اینها شروط من هستند. خدایا، این راهی است که من می خواهم به کار گرفته شود". "خدایا، اینها چیزهایی هستند که من از تو انتظار دارم برای من در عوض کاری که برای تو می کنم انجام دهی یک دقیقه به من گوش کن خدا، بیا تا ببینیم آیا می توانیم یک معامله ای را باهم بکنیم." و بعد از اینکه شما به اندازه کافی پول در دستگاه گذاشتید و برای چند بار به دستگاه لگد زدید وچیزی به ازای آن نگرفتید شما دور می شوید و می گویید که کار نمی کند. خدایی نیست. هیچ چیزی در هیچ کدام از این مذاهب نیست این آن دنیایی است که خدا 4000 سال پیش در آن دخالت کرد و به صورت شخصی ترین شرایط او بر شخصی به نام ابرام که بعدا ابراهیم نامیده شد نمایان شد .این داستانی است که یهودیان، مسلمانان و مسیحیان همگی با آن موافق هستند که اولین تعامل خدا با یک شخص پس از آدم وحوا با مردی به نام ابراهیم بود و او به شخصی ترین صورت آمد. و گفتند که ابراهیم.... من از دوباره از اول شروع می کنم ای ابراهیم من می خواهم که جهان بداند که من کیستم. وبا در نظر گرفتن گزینه های زیاد، بهترین راه این است که با شخص شروع کنم و من تو را انتخاب کرده ام.... و ما نمی دانیم چرا او این شخص بود.... و به او گفت: این آنچه است که من از تو می خواهم که انجام دهی من از تو می خواهم که خانواده ات را که خیلی خیلی کوچک است (که این خود بخشی از مشکل بود) را برداری و به جایی دور از خانواده تان بروید، تمام خانواده ات و بت های خانگی وتمام فهم و درکت از خدا را ترک کنی چراکه این چیز جدیدی خواهد بود. من قصد دارم کار بزرگی بکنم، ولی می خواهم که از شخصی ترین راه ممکن شروع کنم If you have a Bible you can follow the story along, which begins in Genesis Chapter 12, درباره ى پيشينه ى مسيحيت در "پدر" ناميدن خداست می گوید: "خدا به ابراهیم گفته بود، وطنت را ترک کن، افرادت و خانه پدری (و تمام رسوم در آن) را. و به سرزمینی که من به تو نشان خواهم داد". برو وسپس خدا به او 3 وعهده باورنکردنی داد که ما می دانیم که همه آنها به حقیقت پیوست "و من امت تو را بزرگ می کنم (که امت بنی اسرائیل شد) و من تو را تقدیس می کنم و و نامت را بزرگ می کنم".... هرکسی که دارد به این پیام گوش می دهد از ابراهیم قبل از این که من او را ذکر کنم شنیده است. همه آنها به حقیقت پیوست این 3500 سال پیش نوشته شده است و تقریبا 4000 سال پیش اتفاق افتاده است و هرشخصی نام ابراهیم را شنیده است. آن پشگویی به حقیقت پیوست "ومن به تو برکت می بخشم و نامت را بزرگ می دارم و تو برکت خواهی بود و من هرآنکه که تو را تقدیس کند مبارک می خوانم و هرآنکه که تو را نفرین کند من او را نفرین خواهم کرد، و همه مردم روی زمین از طریق تو سعادتمند می شوند ." به عبارت دیگر، ای ابراهیم من می خواهم که برای همه کاری بکنم ولی من می خواهم که از یک شخص شروع کنم، به خاطر موضوع و چیزی که می خواهم مردم بفهمند. آیا این مساله بی قید و شرط است؟ من نمی خواهم که فقط خدای رمز و رازی باشم، من نمی خواهم که این یک مذهب باشد. من می خواهم که این مساله شخصی باشد. بنابراین من تمام این مساله را با یک گفتگو با یک شخص شروع کرده ام؛ با تو ابراهیم نه به خاطر اینکه کار درستی کردی.... ابراهیم حتی درست از نادرست را تشخیص نمی داد. هیچ قانونی نبود، ده فرمانی نبود؛ وحی نبود. فقط یک گفتگو بود سه فصل بعد در فصل 15 "سفر پیدایش"، گفتگو ادامه می یابد و در "سفر پیدایش" فصل 15 آیه 5 اتفاق بدین صورت است خدا از ابراهيم خواست به آسمان خيره شود و ستاره ها را بشمارد. "اگر مى توانى ستاره ها را بشمار!" من تلاش نخواهم كرد "و سپس به او گفت: "فرزندان (نسل) تو هم چنین بیشمار خواهند بود ."..... این یک مشکل بود ، ما نمی دانیم ابراهیم در آن لحظه چه فکری کرد و یا پاسخ فوری او چه بود، ولی این یک مشکل بود ابراهیم پیر بود و همسرش سارا هم پیر بود و آنها هیچ فرزندی نداشتند آنها زندگی و ازدواج بسیار طولانی شان را با آرزوی داشتن فرزند سپری کرده بودند و آنها هر کاری را که می دانستند انجام داده بودند، با تمام بت های خانگی پدرانشان و همه رسوم و خرافات و همه کارهایی که که می گفتند تضمین می کند خدایان به شما فرزند دهد؛ آنها همه این کار ها را امتحان کرده بودند و مطمعنم که آنها مایه سرافکندگی خاندانشان و جامعه شان بودند چرا که علیرغم وجود راه های متعدد برای داشتن فرزند، سارا و ابراهیم فرزندی نداشتند و حالا خدا داشت با آنها بازی می کرد و به ابراهیم می گفت که ستارگان را بشمرد و می گفت به آن اندازه تو فرزند خواهی داشت. ... ولی خدایا ما حتی یک فرزند هم نداریم و همسرم پیر است و ما هردو گذشته که بچه دارشویم. با این مساله چه کار می کنی؟ گفته بعدی... اگرهیچ وقت کتاب مقدس را نخوانده اید..... یک جمله محوری در تمام این کتاب می باشد. این عبارت مختصر، این قسمت کوچک به نحوی معیار مقایسه برای تمام بخش های دیگر کتاب مقدس می باشد. این آن چیزی است که اتفاق می افتد: آیه 6: "و ابراهیم خدا را باور کرد" (صبر کن... صبر کن... ابراهیم تو به این سادگی نمی توانی ایمان بیاوری، منظورم این است که مگر نه اینکه سوالاتی وجود دارند؟ چگونه؟ کجا بوده ای؟ پس فلان مساله چی؟ ....) و او (خدا) به او (ابراهیم) عنوان درستکار ونیکوکار نسبت داد." . این واقعا یک مساله بزرگ است." و ابراهیم به خدا ایمان آورد" و این مساله ای بسیار بزرگ است. گوش می کنید؟ این چیز بزرگیست و باید بدانید که این زمانی روی داد که نه ده فرمانی وجود داشت، نه قانونی و نه کلیسایی .فقط ابراهیم است و گفتگویی با خدا. و کتاب مقدس به ما می گوید که ابراهیم به خدا گفت: "من نمی دانم چگونه؟ به چه مدت؟ نمیدانم کجا بوده ای؟ ولی من به تو ایمان می آورم که ابراهیم به خدا گفت: "من نمی دانم چگونه؟ به چه مدت؟ نمیدانم کجا بوده ای؟ ولی من به تو ایمان می آورم ". در آن لحظه، خدا به ابراهیم حقانیت در برابر خدا را داد، خدا به او نعمت درستکاری عطا کرد، او به ابراهیم نعمت پرهیزکاری را داد نه به خاطر کارهایی که او انجام داده بود چون اصلا ابراهیم کاری نکرده بود جز این که بیرون رفته بود و از شمارش ستارگان سرباز زده بود چون نمی توان ستارگان را شمرد. تنها دستوری که به ابراهیم شده بود شمارش ستارگان بود که آن هم یک شوخی بود ابراهیم هیچ کاری نکرده بود و خدا گفت که ابراهیم به عنوان گواه بقیه جهان و برای شروع این راه، می خواهم که به تو برائت از گناه عطا کنم، نه به خاطر کار هایی که انجام داده ای بلکه به خاطر این که با وجود تمامی سوالات تو تصمیم گرفتی و به من اعتماد کردی ابراهیم کماکان نمی دانست که چه اتفاقی قرار بود برای خانواده اش با تمام بت های خانگی بیافتد و او نمی دانست چرا خدا به او اجازه داده است که تا 60، 70، 80، 90 سالگی بدون فرزندی زندگی کند چرا خدا گذاشته بود که همسرش از نداشتن فرزند رنج برد؟ چرا در جهان درد رنج وجود دارد؟ . ابراهیم برای هیچ کدام از این سوالات جوابی نداشت ولی وقتی که در آن لحظه خدا گفت که شخصا با شرایط خود به سوی تو می آیم و از تو می خواهم به شرایطم پاسخ دهی وبه من ایمان آوری، ابراهیم به خدا اعتماد کرد و خدا در عوض به او ایمان و عصمت داد. و از آن زمان این گونه بوده است و خدا بسوی مرد و زن با شرایط خود می آید و این رابطه یک را بطه خیلی خیلی شخصی بین مرد، زن، بچه یا هر کس با خداست و طبیعت این رابطه همیشه بر اساس شرایط خدا است نه ما اگر شما برای لحظه ای فکرکنید، اگر تمام ایرادات، سوالات را برای لحظه ای کنار بگذارید؛ اجازه دهید من این سوال را از شما بپرسم: اگر خدایی باشد این آن چیزی نیست که شما انتظار خواهید داشت؟ اگر واقعا خدایی وجود دارد، خالق خورشید، ماه و ستارگان؛ اگر خدایی است که اسم شما را می داند اگر خدایی است که شما را تا این اندازه دوست داشته که گفته می خواهم همه چیز را با عشق شروع کنم؛ اگر خدایی است که شما را تا این اندازه دوست دارد که می گوید من از بزرگ ترین مشکل شما مواظبت می کنم که این مشکل وام مسکن شما نیست، حتی همسرتان نیست؛ حتی مادر زنتان هم نیست بزرگ ترین مشکل شما گناهتان است و من می خواهم که یک بار برای همیشه از گناه شما مراقبت کنم و می خواهم به تو درستکاری در برابر خود بر اساس اعتمادی که به من داری عطا کنم. اگر خدایی به این بزرگی وجود دارد، آیا از او انتظار نخواهید داشت که این حق را داشته باشد که بگوید: اگر می خواهیم که با هم ارتباط داشته باشیم، باید بر اساس شرایط من باشد نه شما. چرا که شرط من همان پرسش هست که بی پاسخ گذاشته ام . آیا شرایط شما متفاوت است؟ شرایط شما آن اتفاقی است که در کودکی در کلیسا برای شما افتاده است که برخی افراد به تو خیانت کردند و تو را گمراه کردند و از تو سو استفاده کردند چون که از تو بزرگتر بودند و روحانی بودند. اینها شرایط شما هستند We gotta reconcile, we gotta get this straight in the h… (11:50). Your terms are "Why didn’t you answer my prayer God?" Your terms are, "God, I put so many quarters in that machine, I kicked it so many times and I got nothing from you. We gotta work that out, God". Those are your terms. شرایط شما وجود رنج و درد در دنیا است. شرایط شما سختی های شخصی است. اینها شرایط قابل فهمی نیستند شرایط شما این است که کتاب مقدس را خوانده اید و آن را نفهمیدید. شرایط شما این است که معجزه برای من اتفاق نمی افتد. شما انواع شرایط برای خدا دارید که که با شما معامله کندjjnhbggvftyyubhnmnbji ولی اگر خدا هست، آیا باید ما شگفت زده باشیم؟ آیا باید حیرت زده باشیم؟ آیا باید آزرده باشیم؟ که او حق این را دارد که با شرایط خود به صورت خیلی شخصی سوی افرادی که دوستشان دارد بیاید علیرغم سوالات ما، علیرغم موانع و تمام ایرادات ما؟ برای خدایی که آنقدر جهان را دوست دارد که وارد عمل شد و با شرایط خود و نه با شرایط ما به سوی ما آمد

Video Details

Duration: 12 minutes and 57 seconds
Country: United States
Language: English
Genre: None
Views: 57
Posted by: martinhansell on Oct 4, 2011

Part 2

Caption and Translate

    Sign In/Register for Dotsub above to caption this video.